11. يهوديان اسپانيا. شَعَر هه ـ شماييم1 تأليف ابن لطيف در حدود 1244، حاوي تاريخ مختصر علم يهود تا زمان ابن ميمون است.
12. مسلمانان غربي. از چهار مورخ دو تن آفريقايي بودند و دو تن ديگر اسپانيايي.
ابن حَمّاد تاريخ دولت فاطمي در آفريقا، و تاريخ شهرالجزايري بجايه را نوشت كه در آن زمان، اعتباري خيلي بيش از امروز داشت و به سبب رويدادهاي زيادي معروف بود. عبدالواحد مراكشي تاريخ موحدون را نوشت.
آثار مسلمانان اسپانيايي از نوع تراجم احوال بود كه در اسلام رواج زيادي داشت. صوفي بزرگ ابن عربي مُرْسي، كه نيمهٴ آخر عمرش را در شرق گذراند، هنگامي كه به ياد استادانش در اسپانيا ميافتاد، براي ميهنش سخت دلتنگ ميشد. اثرش با عنوان الدُرةالفاخرة
حاوي شرح حال آنان و ساير فضلا و اولياي مغربي است كه الهامبخش او بودهاند. ابن اَبّار بلنسي ذيل كتاب الصلة اثر ابن بشكوال را نوشت و آثار ديگري از همان قبيل تأليف كرد. پس از سقوط بلنسيه(1238)، وي به تونس هجرت كرد و در آنجا درگذشت. ابن عربي در دمشق وفات يافت. بدين ترتيب، دانههاي اسپانيا در خارج افشانده ميشد، كشورهاي ديگر بهره ميبردند ولي اسپانيا سخت ضرر ميكرد.
13. مسلمانان شرقي. در زمان فرمانروايان ايوبي مصر، دمشق، حلب، حماة، حمص، عربستان و بينالنهرين تعدادي مورخ فرصت جلوهگري يافتند. نخست بايد يكي را كه متعلق به عصر سابق است ياد كنيم، به نام يوسف بن رافع موصلي، كه تاريخهاي
صلاحالدين و حلب را نوشت، و تا 1234، زنده بود. كتاب جغرافيايي مفصل ياقوت پر از اطلاعات شرح حالي و نژادشناسي است. وي كتابي هم در شرح حال ادبا تأليف كرد. كتابالاعتبار
عبداللطيف هم براي مورخان و جغرافيدانان به يك اندازه سودمند است.
تا جايي كه ميتوان گفت بزرگترين مورخ عربي اين عصر، ابن اثير بود. بيشك ابن اثير از بهترين مورخان قرون وسطا بود، و شايد غير از ويلاردوان كه وجه امتيازش از نوع كاملاً متفاوتي بود، بر همهٴ مورخان مسيحي اين عصر برتري زيادي داشت. ابن اثير تاريخ جهان را تا سال 1231، تاريخ اتابكان موصل، و آثاري در شرح احوال و انساب نوشت. آثار تاريخي او براي محقق تاريخ جنگهاي صليبي بسيار باارزش است، چون به وي امكان ميدهد براي افكار مسلمانان اعتبار زيادي قائل شود.
از ديگران بايد مختصرتر سخن بگويم. ابن ابيالدم حَمَوي آثاري در تاريخ اسلام نوشت.
عمر بن العديم مساعي خود را صرف تأليف تاريخ زادگاهش حلب كرد. بالاخره دو مورخ داريم